تبليغاتX
گروه هکران باران
تصـــــــوير تصادفي
منوي كاربري

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب سایت راضی شده باشید

با تشکر   

بخشهای سایت
چت با مدير
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو مطالب
طراح قالب

.:: تابلوي اعلانات ::.

      اس ام اس رایگان

با عرض سلام خدمت شما دوستان

تعداد زیادی از دوستان خواسته بودن که قسمتی برای  فرستادن اس ام اس

 به صورت رایگان قرار بدیم

 

ما هم با دوستان تصمیم گرفتیم این بخشو فعال کنیم

البته تنها کسانی می توانند از این بخش استفاده کنن که عضو سایت ما باشن

پس دوستان اول در سایت عضو بشید تا فرم مورد نظرو به ایمیل شما بفرستیم

 

           نام شما
              ایمیل شما


Powered by WebGozar

 

                        با تشکر (شیرکو ورژن  عضو مدیران گروه هکران باران)

[+] نوشته شده توسط در 9:31 بعد از ظهر | |

      قسمت اول

هنگامی که با عشق کار می کنی  خود را با خود و با مردم و با خدا پیوند می دهی.

و اکنون با تو بگویم کار با عشق چیست؟

کار با عشق آن است که پارچه ای را با تار و پود قلب خویش ببافی، بدین امید که معشوق تو آن را بر تن خواهد کرد.

کار با عشق آن است که خانه ای را با خشت محبت بنا کنی، بدین امید که محبوب تو در آن زندگی خواهد کرد.


اگر میخواهی همیشه آرام باشی،

 دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر بنویس


يكي بود يكي نبود يه دروغ كهنه بود

يكي موند يكي نموند

حرف راست قصه بود

يكي موند با غصه ها، به غم عشق مبتلا

يكي رفت چه بي وفا، با دو رنگي آشنا


زندگی به حقیقت ظلمت است، مگر شوق و شور در میان باشد.

و شوق و شور کور و بی هدف است مگر دانش در میان باشد.

و  دانش  پوچ  و  بی حاصل  است  مگر  کار  در  میان  باشد.

و  کار  تهی   و  بی جان  است   مگر  عشق  در  میان  باشد


در كلاس محبت پشت نيمكت هاي صميميت درس عشق و دوستي و يكي شدن را آغاز كرديم.
حال به آخرين درسش رسيديم.
درسي كه خوب است تو هم آن را بداني...

عشق بايد ورزيد به همسفر زندگي و بايد ماندگار بود در قلب ياران.
پس اي دوست...اي مهربان...اي همسفر...

هميشه به ياد تو خواهم ماند و هيچ گاه فراموشت نخواهم كرد.


 به هيچ كس آزار مرسان كه كار روزگار دائم در تغيير و تحول است

 و بدبخت آن است كه از يادآوري عاقبت خود غافل باشد


موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم

موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم

 موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم

 موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم


اگر من ميتونستم يه آرزو داشته باشم

 من ميخواستم که اشک تو باشم زيرا در چشمت متولد ميشدم و روي لبهايت ميمردم...

اما اگه تو اشکهاي من بودی من هرگز گريه نميکردم چون نميخواستم از دستت بدم!


دوستان باید بگم که دوست خوبمون (هژار) الان تو بیمارستان هست

امیدوارم هرچه زودتر حالش خوب بشه

و به جمع ما بپیونده

از همه ی شما دوستان می خوام برای این دوستمون دعا کنین

 

[+] نوشته شده توسط داداش آمیت در 4:41 بعد از ظهر | |

      مطالب پيشين